جلسات هفتگی هیئت بین الحرمین رفسنجان، جمعه شب ها بعد از نماز مغرب و عشاء ، خیابان امام خمینی (ره) ، مسجد امام علی (ع)
۱۳۹۷/۰۱/۲۳

دلنوشته به حامد بافنده

دلنوشته از طرف خادمين هيئت بين الحرمين رفسنجان

به شهيد مدافع حرم کربلايي حامد بافنده

بسم الله الرحمن الرحيم

دلنوشته از طرف خادمين هيئت بين الحرمين رفسنجان

به شهيد مدافع حرم کربلايی حامد بافنده

( ما مدعيان صف اول بوديم

از آخر مجلس شهدا را چيدند )

هنوز در و ديوار بين الحرمين آخرين اصوات خوش حنجره ات را به ياد دارند.

هنوز پرچم ها با ياد صدايت نرم نرم مي لرزند.

هنوز هم آخرين دم شور حسين گفتنت در فضاي مسجد طنين دارد.

ما نمي شنويم …ببخش

ما نمي شنويم و نشنيديم آن چه را که تو از وراي هر جلسه روضه شنيدي ، نه به گوش سر ، نه به گوش جان…

به جانت چه ريختند که سر آز پا نشناختي و رفتي ، پر گرفتي ، پريدي…

ما مدعيان نوکري اربابمان حسين هستيم ، اما تو در اوج سادگي و بي ريايي نشان دادي که ميان ادعا و عمل ، چقدر فاصله است.

ما شعار داديم:کلنا عباسک يا زينب و بر سر و سينه کوفتيم ؛ تو اما آرام و بي ادعا خودت را به حريم آل الله رساندي و زير لب زمزمه کردي : جانم فداي ناموس حسين و مردانه جنگيدي و نشان دادي که اگر در کربلاي آن روز نبودي ، در خيمه سوزان يزيديان امروز پاي در رکاب عباس بن علي گذاشتي و غيرت شيعي ات ، عاقبت رو سپيدت کرد…

و ما ناباورانه به عکس هايت خيره شديم و گفتيم : حامد واقعأ شهيد شد؟؟…

تو به عالي ترين مرحله يقين رسيدي و ما هنوز در پست ترين شکيات عقل ناقصمان دست و پا مي زنيم…

راستي ، ديدي که دخترکت چگونه در آغوش مالک اشتر زمان ، حاج قاسم سليماني ، آرام گرفته بود ؟

ما چگونه در برابر اين حجم مظلوميت تاب بياوريم و دق نکنيم  ، وقتي که دختر نازنينت به چشم هاي ما خيره مي شود و دسته گل هديه روز پدر را به جاي دست هاي تو ، روي سنگ مزارت مي گذارد؟

تو جايت خوب است حامد جان ، حالت خوب است ، دلت آرام است… مي شود براي اين دل هميشه نا آرام ما دعايي بکني؟

ميشود حواست به رفقايت هم باشد ؟

ما اين جا هنوز هم جمعه شبها سينه مي زنيم و دم ميگيريم و حسين حسين مي گوييم ، اما دريغ از ذره اي معرفت تو …

کاش آنچه را شنيده اي به گوش ما هم برساني…

راستي ، يک سال است که نيستي… شايد براي ما يک سال ، براي همسرت چند قرن؟…

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید