جلسات هفتگی هیئت بین الحرمین رفسنجان، جمعه شب ها بعد از نماز مغرب و عشاء ، خیابان امام خمینی (ره) ، مسجد امام علی (ع)
۱۳۹۸/۰۳/۱۵

امام خمینی(ره)؛ رهبری ساده‌زیست، سیاستمداری دشمن‌شناس

این روزها سخن از امام راحل، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی بسیار است چرا که با نزدیکی به ایام ۱۴ خرداد تقریبا نگاه‌ها به سمت مرقد مطهر آن روح خدا بر می‌گردد و سیل عظیمی از دوستداران، یاران و عاشقان رهسپار مسیر حرم یار می‌شوند. این بیعت هر ساله هر چند جانگداز خواهد بود اما یک […]

این روزها سخن از امام راحل، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی بسیار است چرا که با نزدیکی به ایام ۱۴ خرداد تقریبا نگاه‌ها به سمت مرقد مطهر آن روح خدا بر می‌گردد و سیل عظیمی از دوستداران، یاران و عاشقان رهسپار مسیر حرم یار می‌شوند. این بیعت هر ساله هر چند جانگداز خواهد بود اما یک بازنگری به سیره و شخصیت حضرت امام را به دنبال دارد.

برای شناخت علل تبلور عشق خمینی پس از سه دهه از غروبش، الزام به بازخوانی شخصیت سیاسی او را بیش از پیش طلب می‌کند. بدین منظور بر آن شدیم این بررسی را در ابعاد سیاسی و مدیریتی زندگی امام دنبال کنیم.

*زهد تقوی و ساده زیستی

به نظر ویژگی‌ سلوک، زهد و تقوای امام و جدال با نَفس و دل نبستن به زندگی دنیوی بدیهی ترین علت اتصال قلوب ملت با خمینی است. در بخشی از خاطرات مرتبط با امام راحل آمده است که خانه امام در نجف اشرف سرداب و کولر نداشت و زندگی در آن خانه بسیار ‏‎ ‎‏سخت و غیر قابل تحمل بود. تا این‌که مسؤولین دفتر ایشان کولر کوچکی خریده و ‏‎ ‎‏در خانه آوردند.

امام با دیدن کولر فرمودند: با اجازه چه کسی این را خریده‌اید؟! پاسخ ‏‎ ‎‏دادند: حاج آقا، گرما طاقت‌فرساست و یکی از آقایان داوطلبانه آن را هدیه کرده ‏‎ ‎‏است. امام فرمودند: شما در نجف بگردید و اگر همه علما و طلاب کولر داشتند، ما هم ‏‎ ‎‏از این استفاده خواهیم کرد. مسؤولین دفتر شروع به تحقیق کردند و مشخص شد که از ‏‎ ‎‏دوستان امام فقط حاج حبیب‌الله اراکی کولر ندارد، امام هم دستور فرمودند که کولر را ‏‎ ‎‏در خانه ایشان نصب نمایند. من جریان را از حاج آقا اراکی نیز سؤال کردم و ایشان ‏‎ ‎‏گفتند: آقای خمینی این کولر را به من هدیه کردند و هرچه اصرار کردم که آقا خود ‏‎ ‎‏شما اولی هستید، قبول نفرمودند. به هر حال پس از گذشت دو سال از این واقعه، امام ‏‎ ‎‏اجازه خرید کولری برای منزل‌شان دادند.‏

نمونه دیگر از این بحث تعجب مهمانان خارجی از سادگی زیستی خمینی کبیر بود. حاج حسین مرتاضی از نیروهای امنیتی دفتر حضرت امام در خاطراتی بیان داشت:« یک روزی یک آمریکایی که در قالب یک گروه برای دیدار با حضرت امام(ره) به جماران آمده بود، وقتی وارد جماران شد، از من پرسید: «پس کاخ امام کجاست؟» وقتی او را به داخل حیاط منزل امام(ره) بردیم در فصل زمستان بود و با پلاستیک حیاط را پوشانده بودیم. زمانی که این صحنه را دید، بسیار منقلب شد و مثل ابر بهاری اشک ریخت. واکنش او نسبت به رهبر ایران تماشایی بود و هر چقدر که با بیت و خصوصیت‌‌های زندگی حضرت امام(ره) بیشتر آشنا می‌‌شد، احساس شرمساری بیشتری می‌‌‌کرد.»

*صداقت در کلام و رفتار

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سید حسینی‌قمی استاد حوزه علمیه قم پیرامون نقش صداقت در رفتار و کردار خمینی کبیر می‌گوید: رمز پیروزی صداقت است، امام خمینی (ره) در انقلاب اسلامی موفق شدند، چراکه مردم به صداقت ایشان باور داشتند و همه مردم با امام راحل همراهی کردند.

راز تأثیر شگـفت عمل و کلام امـام خمینی در روح و روان شنونده آن را بایـد در هـمـیـن اصـالت انـدیشه, صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو کـرد.

حجه الاسلام سید احمد خمینی فرزند گرانقدر امام راحل در کتاب پا به پای آفتاب می‌گوید «مهمترین خصلت امام صداقت ایشان بود. ایشان هرگز اینگونه نبودند که آن چیزی‏‎ ‎‏را که بیرون می گویند وقتی داخل خانه آمدند ناچار باشند چیز دیگری بگویند.‏»

آیت الله جعفر سبحانی نیز در این باره بیان داشت ‏‏امام، پس از ورود به قم در مدرسۀ دارالشفا حجره گرفته و در آنجا سکنی گزیدند.‏‎ ‎‏ روزی در ضمن صحبت می فرمودند: «کلیه طلاب و فضلایی که در آن روز، اعضای‏‎ ‎‏حوزه را تشکیل می دادند، بسیار ساعی و کوشا، مهذب و پرهیزکار و مقید به آداب دینی‏‎ ‎‏و نوافل و مسنونات و مندوبات بودند.» سپس یادآور شدند که «در همان سالهای‏‎ ‎‏نخست، غالب طلاب، در روزهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه رجب برای انجام‏‎ ‎‏عمل معروف به اُمّ داوود روزه می گرفتند؛ ولی من و هم حجره ایم، از این عمل بازماندیم‏‎ ‎‏و روزه نبودیم و طرف عصر مشغول خوردن چای بودیم که مورد اعتراض واقع شدیم».‏

آیت الله توسلی نیز پیرامون همین موضوع اظهار داشت« ‏‏اساساً امام از تظاهر خوششان نمی آمد. به عکس به کسانی که اهل تظاهر نبودند‏‎ ‎‏علاقه داشتند، مثلاً ایشان از تیمسار ظهیرنژاد خوششان می آمد زیرا وی اهل تظاهر‏‎ ‎‏نبود، هر روز ریشش را تیغ می زد و همانطور خدمت امام می رسید. خیلی ها‏‎ ‎‏می خواستند ایشان را جابجا کنند ولی امام حاضر نمی شدند. یک روز عده ای از‏‎ ‎‏فرماندهان ارتش از جمله فرمانده نیروی هوایی که بعد معلوم شد آدم مغرضی بود و‏‎ ‎‏ریشی هم گذاشته بود، خدمت امام آمده بودند. قرار شد فرمانده نیروی هوایی گزارش‏‎ ‎بدهد؛ تا قبل از گزارش شروع کرد به خواندن دعای فرج. آقای ظهیرنژاد به او گفت: «آقا‏‎ ‎‏عوام نیستند، حرفت را بزن» امام از این سخن خوششان آمد و خندیدند.‏»

حجت الاسلام والمسلمین قرهی از یاران امام خمینی گفته بود که خدا گواه است طی مدتی که من در حضور مبارک امام افتخار خدمت داشتم حتی برای یک مرتبه هم ندیدم در کارهایشان حتی یک حیله شرعی به کار برده باشند. همیشه حقیقت رفتارشان با حقیقت گفتارشان تطابق داشت و خدا می‌داند هرچه را می‌فرمودند راست می‌فرمودند و اهل این نبودند که بخواهند یک کلمه‌ای را که حتی شبه دروغ هم باشد برای جذب کسی به خودشان بیان بکنند.

متاسفانه دیدگاه ها برای این مطلب بسته میباشد.